شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

94

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

و اين خلق و خوى از آن مردمى آراسته صورت و اهل قناعت است » . ( 1 ) مسلمانان در سال 17 هجرى پس از فتح عراق ، اين شهر را به دست خود بنا كردند « 1 » . در ابتدا ساختمان آن از نى بود ؛ حريقى بدان آسيب رسانيد و پس از آن با خشت بنا شد . خيابانهاى عمومى آن به پهناى بيست ذراع - به ذراع دست - و كوچه‌هاى فرعى آن هفت ذراع بود . در فاصلهء ميان خيابانها ، جايگاه براى ساختمان به وسعت 40 ذراع و زمينهاى خاص سران و بزرگان « 2 » به وسعت 60 ذراع قرار داشت . نخستين جائى كه در آن ، مرزبندى و در نظر گرفته شد مسجد بود : مردى سخت كمان در وسط منطقه‌ئى كه براى شهرسازى در نظر بود ، ايستاد و از هر سو تيرى پرتاب كرد ؛ ديوارها و پايه‌ها را در پشت فرودگاه تيرها بپاداشتند و آن ميان را براى مسجد گذاشتند . در پيشخان مسجد ، شبستانى بنا كردند بر پايه‌هائى از سنگ رخام كه پادشاهان ايران از ويرانه‌هاى حيره آورده بودند . در اطراف مسجد خندقى حفر كردند تا كسى در ساحت مسجد براى خود خانه نسازد .

--> ( 1 ) « بلاذرى » در فتوح البلدان و « براقى » در تاريخ الكوفه . « حموى » نيز در المعجم همين را گفته ولى ماده‌ى « بصره » به خلاف آن رأى داده و گفته : « شهرسازى بصره در سال 14 هجرى 6 ماه پيش از بناى كوفه بود » ! . ( 2 ) كلمه‌ى « قطايع » را پس از مراجعه به لغت و هم به خبرگان زبان عرب ، با تأمل و ترديد فراوان به اين صورت ترجمه كردم . بايد يادآور شوم كه اين معنى علاوه بر آنكه با معناى مصطلح لغتهاى « اقطاع » و « قطيع » و « قطيعه » متناسب است ، با عبارت زير كه در « اقرب الموارد » پس از ذكر چند معنى براى كلمه‌ى « قطيعه » آمده ، كاملا تأييد مىشود : « و - مواضع فى بغداد اقطعها الملك المنصور اناسا من اعيان دولته ليعمروها و يسكنوها و هى قطيعة فلان و فلان . . » به هر صورت از فضلائى كه با مراجعه به متون تاريخ به معناى قطعىترى رسيده باشند ، اميد راهنمائى دارم ( مترجم ) .